نگاهی بر چند تعریف: ملت، ملیت، ملی‌گرایی؟

-سایت-3-p6hf3f587y8fi1hjesyx38ro97mya68gpa76dce9eo

برای حمایت از محتوای رایگان، به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email

ردیابی تاریخی:

ناسیونالیسم(nationalism) یا ملی گرایی از واژه ملت(nation) ساخته شده است. ملت یا نیشن خود حاصل تحولاتیست که در تاریخ سیاسی و به تبع آن در تفکر و اندیشه غرب پدید آمد است. با زوال امپراطوری ها نیاز به تعریف واحد های جمعیتی به یک واحد کوچکتر لازم بنظر می آمد. امپراطوری روم پس از قرنها تسلط بربیشتر سرزمین های اروپا دچار ضعف های بزرگی در داخل شد. واحد های جغرافیایی و جمعیتی زیادی از این امپراطوری طی درگیری ها و شورش ها و جنگ ها جدا شد و تبدیل به واحد های سیاسی مختار شدند.
 این اتفاق در خاور میانه پس از جنگ جهانی اول و با فروپاشی عثمانی و سپس استقلال و تجزیه امپراطوری به واحد های خرد تر رخ داد. واحد هایی که بر نقشه خاور میانه پس از جنگ اول تحمیل شد. کشور هایی مثل عراق و اردن و سوریه و لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای به استقلال رسیده نیاز به تعریف هویت جمعی این جمعیت تازه داشتند و نهایتا هم ملی گرایی عرب و پان عربیسم و پان ترکیسم در این فضای واکنشی به تجزیه امپراطوری مولود شدند.

 تعریف هویت جمعی بر اساس این داشته های مشترک مانند زبان،تاریخ،فرهنگ، قوم که ما آن هارا عناصر هویت بخش یا هویت ساز می نامیم ، در واقع برای دولت ابزار هایی برای ملت سازی است . ملت لزوما تعریفی بر اساس زبان یا قوم مشترک نیست ، همانطور که مللی وجود دارند که چند زبانه( سوییس) یا چند قومیتی( ایران) هستند.
ملت جمعیتی ساکن در یک جغرافیای مشترک است که فراتر از دسته بندی های قببله ای و قومیتی ، تمام افراد این چارچوب جغرافیایی را  تحت حاکمیت یک دولت مشترک در بر می گیرد که خود را یک پاره و مشترک الهویه بدانند.

اما تعریف شدن ملت پیش از غرب اسیا ، نخست در اروپا  کلید خورد.
پس از زوال امپراطوری( واحد سیاسی متشکل از ملت های مختلف و با حاکمیت یک امپراطور یا شاهنشاه) در اروپا، و جنگ های مذهبی در قرن ۱۷ نخستین بار اصل حاکمیت دولت ها بر سرزمین و جمعیت ثابتی در مرز دقیق و تعیین شده( که قبلا سرحدات واحد های سیاسی را جدا می کرد نه مرز) به رسمیت شناخته شد. مردم واحد های سیاسی مختلف ملت های آن ها شناخته شدند. این شروع تاریخ اولین  دولت – ملت( nation-state )های اروپاست.

این جمعیت ها تحت حاکمیت دولتی واحد ، در درون سرزمینی مشترک و با مردمانی که درفرهنگ و تاریخشان اشترکات جمعی احساس می کنند زندگی می کنند. این واحد سیاسی دولت-ملت و این مردم ملت تعریف شده اند.

اولین نویسندگان و نظریه پردازان ناسیونالیسم را روسو و منتسکیو می دانند اما ناسیونالیسم به عنوان پدیده و ظهور اجتماعی و سیاسی انرا باید در تاریخ متاخر تر جست.

اولین جنبش های ملی گرایانه  در کجا اتفاق افتاد؟

اولین جنبش های ملی گرایانه را باید در تشکیل المان و ایتالیا دانست. هرچند برخی اولین ظهور و بروز آن را در انقلاب کبیرفرانسه می دانند.
 در المان کنونی که تا آن زمان مناطق مستقل و خرد خرد المانی نشین ( به اصطلاح سیاسی : شاهزاده نشین )  و نیز ایتالیای امروز که در آن زمان  چیزی جز شهر های مجزایی مانند فلورانس و میلان نبود، اتفاق افتاد.
اجتماع عزم ملی ، حمایت از دولت های خارج و اراده سیاسی لازم برای اتحاد این مناطق که خاطرات تاریخی مشترک ، زبان ، فرهنگ و قومیتی یکسان داشتند ، منجر به پیروزی جنبش ناسیونالیسم ایتالیایی و المانی و تشکیل کشور هایی تحت عنوان المان و ایتالیا شد. هرچند که تا به امروز چندین بار نظام سیاسی در این کشور ها دچار تغییر شد اما انچه ما به آن ملت می گوییم پابرجا ماند و این ملت ثمره جنبش ناسیونالیسم در این دو کشور بود.

همانطور که دیدیم چه در غرب و چه در بخش های دیگر جهان من جمله خاورمیانه، ناسیونالیسم در واقع یک پدیده ی برنامه ریزی شده  و یا طبیعی نبود، بلکه ظهوری ضرور و واکنشی داشته است. به  قصد پر شدن یک خلا- خلا اتحاد و وحدت در هویت جمعی.

امروزه شکل گیری ملت و دولت ملی از پله های اول بایسته های توسعه و پیشرفت هستند. توسعه در  ساخت اجتماعی صحرانشین و یا قبیله ای تقریبا امری دور از انتظار به نظر می رسد. پس جوامع جهان سوم به این نکته واقف شدند که راه توسعه جبرا از مسیری عبور می کند که غرب پیموده است. اما روند ملت سازی و ظهور ملت و ملی گرایی در همه جا به یک شکل نبود.

نکته ی مهمی که باید به آن اشاره شود این است که هرچند پدیده ی ناسیونالیسم را از وجوه مختلف می توان تقسیم کرد اما می توان ناسیونالیسم را به دو نوع کلی و مهم تقسیم کرد. ناسیونالیسم قومی یا رمانتیسیستی و ناسیونالیسم مدنی.

منظور از ناسیونالیسم باستانگرا و ناسیونالیسم قومی چیست؟


ناسیونالیسم رمانتیسیستی و باستانگرا و یا ناسیونالیسم رجعت گرایانه نوعی از ناسیونالیسم است که بر اتحاد حول محور تجربه تاریخی  و قومیتی مشترک و گذشته پرشکوه و عصر طلایی تاکید کند. در این نوع ناسیونالیسم خیال و تصور توام با احساسات و هیجان گذشته نقطه مشترک یک ملت  است. در واقع این نوع از ناسیونالیسم مبتنی بر نوعی حس غم نوستالژی ست در خیال فقدان عصر طلایی و شکوهمند گذشته.
معمولا های قوم گرایی، باستانگرایی و رمانتیسیسم در یک جنبش توامان پدیدار می شود. و ویژگی های مختلف جنبش های قومی  هستند.
 این نوع از ناسیونالیسم غالبا غیر ستیز و خشونت گراست و همانطور که مطرح شد، صاحب یک دوره طلایی در تاریخ است که دیگری ( یا دشمن ) آن را ویران کرده است . علت عقب ماندگی ملت هم نشناختن میراث پرگهر گذشته و دشمنان است. نمونه های قرن بیستمی این نوع از ناسیونالیسم نازیسم، فاشیسم ، عربیسم و بعثیسم است.

ناسیونالیسم مدنی یا ناسیونالیسم شهروندی :


ناسیونالیسم نوع دیگر ناسیونالیسم مدنی یا حقوقی یا قرار دادیست. در این نوع از ناسیونالیسم که مسالمت امیز تر است ، نه فرهنگ و زبان و خون و تاریخ بلکه حق شهروندیست که افراد را در دایره ملت جای می دهد. یعنی به واسطه ی جمع شدن عده ای از افراد تحت حاکمیت یک دولت و داشتن حق شهروندی ، این افراد به لحاظ قانونی و البته قرار دادی یک ملت را تشکیل می دهند. براساس این قرارداد فرد شهروند به قانون اساسی یک جمهوری مدرن، التزام دارد و دولت در برابر تعلقات فرهنگی شهروندان مثل قومیت، زبان، مذهب فقهی و دین بی‌طرف است. شهروندان در برابر قانون برابراند. در ناسیونالیسم شهروندی نام کشور و هم‌چنان نامی‌ که روی رابطه دولت و شهروندان گذاشته می‌شود، نیز قراردادی و میثاقی است.این نوع از ملی گرایی مبتنی بر غیریت سازی نیست و بیشتر جنبه حقوقی دارد و جمهوری های دمکراتیک مدرن بر این نوع از ناسیونالیسم استوار است.

در خبرنامه ما عضو شوید

ایمیل‌تان را وارد کنید، ما دو هفته یک بار به شما محتوای ناب پیشنهاد می‌کنیم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطالب را هم مطالعه کنید

اسکرول به بالا