در باب حداقل دستمزد

shdj

برای حمایت از محتوای رایگان، به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email

این روزها دوباره بحث بر سر افزایش حداقل دستمزد بالا گرفته است. اثر این سیاست روی اقتصاد و به خصوص کارگران بدون مهارت چیست؟ مدت‌ها است اقتصاددانان استدلال می‌کنند که حداقل دستمزد موجب افزایش نرخ بیکاری به خصوص در میان اقلیت‌­ها و نوجوانان می‌­شود. اما حامیان این سیاست حالا توسط اقتصاددانانی پشتیبانی می‌­شوند که معتقدند حداقل دستمزد لزوما منجر به افزایش بیکاری نمی‌­شود و حتی می­تواند باعث اشتغال افراد بدون مهارت شود. پس بالاخره این سیاست سودمند است یا به کارگران صدمه می‌زند؟

اقتصاددان‌­های سنتی معتقدند که بازار آزاد برای هر کارگر دستمزدی برابرِ تولید او فراهم می‌­کند. اگر آرش که برای شرکت الف کار می­کند ساعتی ۲ دلار دستمزد دریافت کند اما ۲٫۵ دلار محصول تولید کند، آنگاه شرکت ب انگیزه خواهد داشت تا به او دستمزدی معادل ۲٫۰۱ دلار پیشنهاد کند. در مقابل شرکت الف ۲٫۰۲ دلار پیشنهاد می­‌دهد و این چرخه آنقدر ادامه می‌­یابد تا دستمزد آرش ۲٫۵ دلار شود. هیچ شرکتی مایل نخواهد بود دستمزدی بیش از ۲٫۵ دلار پیشنهاد دهد، چرا که صرفه اقتصادی وجود ندارد. چه اتفاقی می­‌افتد اگر حداقل دستمزد توسط قانون ۳ دلار تعیین شود؟ با توجه به آموزه‌های اقتصاد کلاسیک، آرش شغلش را از دست خواهد داد.

اما دیوید کارد و آلن کروگر از دانشگاه پرینستون این ایده سنتی را به چالش کشیدند. در سال ۱۹۹۲ نیوجرسی حداقل دستمزد را افزایش داد اما ایالت همسایه‌ه­اش یعنی پنسیلوانیا نرخ آن را ثابت نگه داشت. در مطالعه‌ه­ای که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد، کارد و کروگر نشان دادند پس از افزایش حداقل دستمزد، اشتغال در صنعت فست فود نیوجرسی افزایش یافت. در مقابل، اشتغال صنعتی در پنسیلوانیا کاهش یافته بود. این چطور ممکن است؟ مطالعه کارد و کروگر ما را به این باور سوق می­دهد که با افزایش دستمزد، تقاضای نیروی کار زیاد می‌­شود! چنین نتیجه متناقضی نیازمند یک نگاه عمیق‌­تر است.

روش جمع‌آوری اطلاعات کارد و کروگر عمیقا مورد سوال است. آن­ها در نظرسنجی­‌های تلفنی با مدیران ۳۲۱ فست فود در نیوجرسی و ۷۸ فست فود در پنسیلوانیا مصاحبه کردند. این جامعه آماری برای چنین نتیجه‌­گیری قابل‌توجه‌­ای بسیار کوچک است. همچنین اطلاعات داده شده توسط بنگاه‌­ها ممکن است دقیق نباشند. مدیران برگرکینگ متخصصان آمار یا حتی حسابداری نیستند. این مصاحبه‌­ها باید توسط گروه دومی از محققان تکرار می‌­شد.

علاوه بر این گرچه قانون مذکور تازه در ۱ آپریل ۱۹۹۲ اجرا شده بود، مصاحبه‌­ها در ۵ تا ۳۱ دسامبر همان سال انجام شد. در چنین مدت کوتاهی، یعنی تنها ۷ تا ۹ ماه پس از اجرای قانون، کارد و کروگر به بازار زمان کافی ندادند تا جایگزین­‌هایی برای نیروهای کم مهارت پیدا کند (مثل مکانیزه کردن فرایند تولید).

میلتون فریدمن به درستی استدلال کرده بود که

“بنگاه‌­ها به زمان نیاز دارند تا جایگزین­‌هایی به جای نیرو‌های بدون مهارت پیدا کنند.”

یک اشتباه محتمل دیگر آن­‌ها کم‌اهمیت بودن افزایش حداقل دستمزد است. در زمان اجرای قانون، دو سوم رستوران‌­ها خودشان مزدی بیش از حداقل دستمزد پرداخت می‌­کردند. در این موارد خودِ بازار به کارگران کم­‌مهارت دستمزدهایی بالا می‌­داد.

علاوه بر این حتی اگر با افزایش حداقل دستمزد اشتغال افزایش پیدا می­کرد، این الزاما نتیجه خوبی برای جامعه نبود. دو اقتصاددان به نام­‌های دیوید نومارک و ویلیام فاشر دریافتند که افزایش حداقل دستمزد منجر به کاهش ثبت‌­نام نوجوانان در دبیرستان­‌ها و افزایش نرخ بیکاری میان آنان می­شود. علت این نتایج متناقض چیست؟ افزایش حداقل دستمزد انگیزه ترک تحصیل را در میان نوجوانانِ بامهارت زیاد می‌­کند، در حالیکه این احتمال وجود دارد کسانی که قبلا شاغل بوده‌­اند شغل خود را از دست بدهند.

علاوه بر این حداقل دستمزد فرصت‌­ها را به یک اندازه از بین نمی‌­برد. نوجوانان نسبت به بزرگسالان از این قانون آسیب بیشتری می­‌بینند. هر افزایشی در حداقل دستمزد اثری منفی روی نرخ اشتغال نوجوانان دارد. مشکل فقط این نیست، این قانون به سیاه پوستان نیز آسیب بیشتری نسبت به سفید پوست­ها وارد می‌­کند. هر افزایشی در حداقل دستمزد موجب شکاف بیشتر میان سطح بیکاری نوجوانان سیاه و سفید پوست می­‌شود.

میلتون فریدمن بیش از ۳ دهه قبل گفته بود:

“من باور دارم در میان تمام قوانین این کشور، قانون حداقل دستمزد بیشترین آسیب را به سیاه پوستان می­زند.”

این مسئله نه به خاطر نژاد پرستی که به علت فقدان مهارت است. فریدمن این­گونه توضیح می‌­دهد که جوانان سیاه پوست بهره‌وری کمتری نسبت به جوانان سفید پوست دارند. آنها تمایل کمتری به داشتن تحصیلات دارند که در نتیجه سطح مهارت­شان پایین‌­تر است. بنابراین هرگونه دستمزد اجباری جوانان سیاه پوست را بیشتر از سفیدها به دام می‌­اندازد.

مزیت کارگران کم‌­مهارت نسبت به همتایان‌شان در این است که حاضرند برای بهای کمتری کار کنند. اما قانون حداقل دستمزد چنین کاری را غیرقانونی می‌­کند. لذا این قانون بیشترین آسیب را به کسانی می‌­زند که تصمیم داشتیم به آنان کمک کنیم یعنی کارگران بدون مهارت.

با چنین نتایج مهلکی، چرا ایده حداقل دستمزد همچنان پرطرفدار است؟ علت را باید در نیات نیک مردم جُست. رای‌­دهندگان با خود فکر می‌­کنند که فقرا پول زیادی درنمی‌­آورند. چگونه به آنان کمک کنیم؟ رؤسای آنان را مجبور کنیم حقوق بیشتری بدهند! لذا وقتی سیاستمداری با افزایش حداقل دستمزد مخالفت می­‌کند، مردم سخن او را این­گونه می‌­شنوند که من می‌­خواهم فقرا درآمد کمتری داشته باشند.

در نهایت حداقل دستمزد همچنان افزایش می­‌یابد. آثار مخرب این سیاست نیز همچنان در حال آسیب زدن به فقرا، جوانان، سیاهان و افراد بدون مهارت است. بر خلاف مطالعه معروف کارد و کروگر، اکثر شواهد اقتصادی نشان می‌­دهند که حداقل دستمزد منجر به نابودی مشاغل می‌­شود.


نویسنده: Walter Block | مترجم: امیررضا شهابی

منبع: fee.org

در خبرنامه ما عضو شوید

ایمیل‌تان را وارد کنید، ما دو هفته یک بار به شما محتوای ناب پیشنهاد می‌کنیم

4 دیدگاه دربارهٔ «در باب حداقل دستمزد»

  1. تحلیل فریدمن به شرطی درسته که چه از لحاظ فرهنگی و چه اقتصادی مانعی برای افزایش بهره وری توسط سیاه پوستان به عنوان مثال نباشه و از طرف دیگر هم صاحبان سرمایه اجازه بروز به آن ها بدهند
    حقیقت اینه که اقتصاد سرمایه داری همواره به لشکر بیکاران احتیاج داره تا بهره کشی از کارگران خودش رو افزایش بده و از بیکاری به عنوان اهرم فشار استفاده کنه
    قانون فعلی حداقل دستمزد هم وقتی حداقل دستمزدی زیر مقدار نیازه عملا همکاری دولت با صاحبان سرمایه ست تا بهره کشی مشروعی از کارگران داشته باشند!

    1. امیررضا شهابی

      درود
      واقعیت این هست که سرمایه داری همواره در جهت رفع تبعیض ها حرکت کرده است. نمونه مشهور آن «مک کارتیسم» بود که بازار آزاد در نهایت معیشت دشمنانش را هم تامین کرد. همانطور که فریدمن میگفت روا نیست اندک تبعیض باقیمانده را به بازار نسبت دهیم.

      در مورد دیگر مسئله مورد اشاره هم هر افزایشی در حداقل دستمزد موجب بیکاری عده ای خواهد شد که به نظر نه عقلانی است و نه اخلاقی.

      1. سلام
        بیکاری عده ای یا استثمار همه
        بازار نه
        بازار آزاد چرا که در بازار آزاد علیرغم آزادی اما عده ای که انباشت سرمایه دارند و کنترل منابع تولید طبیعتا قدرت بیشتری دارند
        به هر صورت اخرش هم البته متاسفانه حداقل دستمزد رو حتی زیر خط فقر بستن تا عملا حداقل دستمزد موجب مشروعیت بهره کشی بدتر…
        برای مثال سرمایه داری از تبعیض سیاه پوستان تا عدم توزیع مناسب ثروت در جهان کنونی همه از جمله نتایج باز تولید شده همین نظامند!
        کما اینکه تامین معیشت در جهت استثماره متاسفانه و هیچ وقت توان بالا اومدن وجود نداره!

  2. به هر صورت اما دیدگاه خوبی نیست به هیچ وجه وقتی که امرار معاش افراد حتی با وجود حداقل دستمزد دچار مشکله حمایت کنیم از نبودش
    احتمالا جوابتون اینه که صاحبان سرمایه در نهایت مجبور میشن دستمزد بالاتر بدن ولی نتیجه متاسفانه جور دیگه ثابت کرده چون کارگران همیشه توان چانه زنی کمتری دارند

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطالب را هم مطالعه کنید

اسکرول به بالا