آیا انحصار همواره پدیده‌ی شومی است؟

aminities-bg

برای حمایت از محتوای رایگان، به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email

  اگر شما صاحب یک بنگاه انحصاری باشید، با شنیدن این واژه حس خوشایندی خواهید داشت. چرا که به یاد سودهای مطلوب خود خواهید افتاد. اگر شما مشتری این بنگاه انحصاری بوده باشید، با شنیدن نام انحصار یاد قیمت گزاف و بی‌عدالتی خواهید افتاد. در این مطلب قصد داریم ابتدا به تعریف واژه‌ی انحصار و سپس انواع و مشکلات آن بپردازیم. در نهایت به این پرسش پاسخ دهیم که آیا انحصار همواره پدیده‌ای شومی است؟

بازار انحصاری

انحصار در لغت به معنای محدود بودن یا مخصوص بودن کاری به کسی یا شرکتی است. در اقتصاد انحصار به معنای بیشتر به مفهوم یک یا تعداد محدودی عرضه‌کننده است. یکی از شدیدترین بازارهای انحصار، بازار انحصار کامل است. در این بازار تنها یک بنگاه عرضه‌کننده وجود دارد. برای کالا یا خدمت عرضه شده توسط این بنگاه جانشین مناسبی وجود ندارد. در نتیجه اگر نخواهید از این بنگاه محصول مورد نظر خود را خریداری کنید احتمالا باید قید استفاده از آن را بزنید. ویژگی مهم دیگر این بازار وجود موانع زیاد برای ورود سایر بنگاه‌ها برای تولید این محصول است. بنابراین این بنگاه بی‌رقیب قادر است هر قیمتی را برای کالای خود انتخاب کند. شما نیز ناچار به استفاده از آن هستید.

علت به وجود آمدن این بازار انحصاری را باید در ویژگی سوم آن جستجو کرد. وجود موانع برای ورود سایر افراد. گاهی اوقات این موانع تکنیکی هستند. یعنی بنگاه‌های کوچک قادر نیستند که با فروش خود هزینه‌های بنگاه را پوشش دهند. هرچه بنگاه وسیع‌تر باشد_ تولید بیشتری داشته باشد_ هزینه متوسط کمتری را متحمل خواهد شد. در نتیجه سودآوری بیشتری خواهد داشت. بنگاه می تواند با کاهش قیمت خود سایر بنگاه‌های کوچک را که بهره‌وری کمتری دارند از میدان خارج کند. در نتیجه برای خود شرایط انحصار را به وجود می‌آورد. به اینگونه انحصارات که ناشی از عوامل تنکینکی مانند تفاوت در هزینه تولید، بهره‌وری و… هستند؛ انحصار طبیعی گفته می‌شود.

پس از این که بنگاهی موفق شد این انحصار را برای خود به وجود بیارد؛ ورود سایر بنگاه‌ها به این بازار موانع دیگری خواهد داشت. به این دلیل که بنگاه انحصاری سهم زیادی در تولید و فروش را دارد برای بنگاه‌های جدید الورود سهم کمی می‌ماند. این بنگاه‌ها مجبور هستند تشکیلات کوچکی را شکل دهند که مجدد موجب افزایش هزینه متوسط تولید خواهد بود. تمامی این‌ها باعث می‌شود که بنگاه‌های جدید به این صنعت ورود نکنند.

به عنوان مثال شبکه توزیع آب یکی از این مثال‌ها است. تصور کنید شرکت‌ها متعددی بخواهند تا آب را در اختیار خانوارها قرار دهند. هر شرکت نیاز دارد که سیستم لوله‌کشی مجزای خود را داشته باشد. در نتیجه هزینه‌ی لوله‌کشی افزایش خواهد یافت به طوری که هزینه‌ی آن از هزینه‌ی آب داخل آن بیشتر خواهد بود و دیگر حضور در بازار توزیع آب به صرف نخواهد بود. به همین دلیل است که به طور معمول توزیع آب تحت انحصار یک یا چند شرکت خاص است. برای سایر کالاهای عمومی مثل توزیع گاز، خطوط تلفن و… نیز همین فرآیند موجب ایجاد انحصار خواهد شد.

 مانع دیگر بر سر راه‌ها ورود به بازارهای انحصاری منع قوانین است. گاهی قوانین اجازه‌ی تشکیل یک انحصار را به شرکت‌ها می‌دهند. مثال معروف این نوع انحصار را همه در خودروسازی کشور تجربه کرده‌ایم. با منع ورود خودروسازهای خارجی به داخل کشور، خودروسازهای داخلی میتوانند خودروی خود را به هر قیمتی بفروشند.

 از انواع دیگر بازار انحصار می‌توان به انحصار دو یا چندجانبه و رقابت انحصاری اشاره کرد. که به اختصار هر کدام را معرفی می‌کنیم. انحصار دو یا چند جانبه زمانی رخ می‌دهد که در بازار دو یا چند بنگاه محدود برای ارائه‌ی محصولی وجود دارد. اما این بنگاه‌ها به روش‌های مختلف با هم همدست می‌شوند و قیمت کالا را تعیین می‌کنند و با همکاری یک دیگر جلوی ورود دیگر بنگاه‌ها را به بازار می‌گیرند. رقابت انحصاری نوع خاصی از بازار است که هم برخی ویژگی‌های بازار رقابت را دارند به عنوان مثال تعداد بنگاه‌ها در این بازار بیشتر از انواع دیگر انحصار است اما به اندازه‌ی کافی هم زیاد نیستند. از طرف دیگر نیز دارای برخی ویژگی‌های بازار انحصاری هستند. نکته مهم این بازار این است که با این که کالاها مشابه یکدیگر هستند اما تفاوت‌های اندکی نیز با هم دارند.

به عنوان مثال بازار تلفن همراه را در نظر بگیرید؛ همه تلفن‌ها قابلیت برقراری تماس، ارسال پیامک، دوربین عکاسی، امکان نصب انواع برنامه‌ها و… را دارند اما میان کیفیت‌ها و یا برخی از ویژگی‌های آن‌ها تفاوت‌های بسیاری نیز دیده می‌شود. بنگاه‌های داخل این بازار با یک دیگر در حال رقابت هستند تا بتوانند ویژگی‌های جدید را زودتر از دیگر بنگاه‌ها به تلفن همراه خود اضافه کنند یا بتوانند با بهره‌وری بیشتر تلفن همراه خود را ارزان‌تر تولید کنند و سهم بیشتری از فروش بازار را برای خود کنند.

اما از طرفی ورود سایر بنگاه‌ها به این بازار همراه سهولت نیست؛ زیرا تکنولوژی ساخت این کالا که روز به روز نیز در حال پیشرفت است در انحصار این بنگاهها است و سایر بنگاه برای ورود بهاین بازار باید هزینه‌ی زیادی را متحمل شوند و از طرفی چون بیشتر سهم بازار در اختیار این بنگاه‌ها است دچار مانع تکنیکی که پیش‌تر معرفی شد، می‌شوند.

مشکلات وجود بازارهای انحصاری

  بزرگ‌ترین مشکل این بازارها قیمت‌هایی است که بنگاه‌های انحصاری برای محصولات خود تعیین می‌کنند. زمانی که تنها یک بنگاه یا بنگاه‌های محدودی وجود دارند، میزان کالا یا خدماتی که می‌توانند تولید کنند نیز محدود است. به همین سبب زمانی که بازارها انحصاری باشند کالا و خدمات کمتری در اقتصاد تولید و ارائه می‌شوند. اگر خوشبینانه به بنگاه‌های انحصاری نگاه کنیم؛ آن‌ها انگیزه‌ای برای بهبود کیفیت خود یا ایجاد یک تکنولوژی جدید نخواهند داشت. زیرا همواره با خیالی آسوده و قیمتی دلخواه در بازار حضور دارند. در برخی موارد حتی دیده می‌شود که این بنگاه‌ها از کیفیت خود به مرور زمان کم می‌کنند.

آیا انحصار همواره پدیده‌ای شوم است؟

  مثالی که درباره‌ی بازار آب و کالاهای مشابه آن زده شد را به یاد آوردید؛ اگر برای چنین کالاهایی اجازه‌ی انحصار داده نشود چه انگیزه‌ای برای رساندن آب به منازل ما وجود خواهد داشت؟ یا فرض کنید که اختراعی را ابداع کرده‌اید اگر همه افراد آزادانه آن را تولید کنند و بفروش برسانند، حق شما که برای این ایده زحمت کشیده‌اید چه می‌شود؟

  هرچند انحصارات دارای مشکلات و هزینه‌های زیادی برای اقتصاد هستند؛ اما در برخی موارد منافعی را به بار می‌آورند که بر این هزینه‌ها ارجحیت دارد. اگر حق امتیاز تولید اختراعات در دنیا وجود نداشت دیگر انگیزه‌ای برای بهبود خدمات و پیشرفت تکنولوژی وجود نداشت. آن وقت دیگر من و شما به این سادگی درباره انحصار با هم به نوشتن و خواندن این مطلب نمی‌پرداختیم. یا حتی بدتر اکنون برای تامین آب مصرفی خود بر سر چاه‌ها بودیم و بعد از آن دنبال جمع‌آوری هیزم برای گرمایش و طبخ بودیم.انحصار همواره پدیده‌ی شومی نیست. می‌توان با قانون گذاری صحیح نه تنها جلوی زیان‌های آن را گرفت بلکه موجب پیشرفت نیز شد.


منبع:

  • نوفرستی، محمد (۱۳۹۰). مبانی اقتصاد خرد با نگرشی به اقتصاد ایران (چاپ اول). تهران: نشر رسا
  • فلین، شون. اقتصاد به زبان ساده. ترجمه: علی فروزفر (۱۳۹۴) (چاپ اول). تهران: نشر مبلغان

در خبرنامه ما عضو شوید

ایمیل‌تان را وارد کنید، ما دو هفته یک بار به شما محتوای ناب پیشنهاد می‌کنیم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطالب را هم مطالعه کنید

اسکرول به بالا